خرید بک لینک

میخوای باهاش یه وب مشترک بزنی...
چه ایده ی آشنایی...

باور میکنی داشتم دود میشدم...؟
آخه به یه تی اس ترجیح داده شدم...
حتی بدون اینکه بدونم...!!!
این قسمتش واقا نا منصفانست...

داشتم میگفتم که داشتم دود میشدم...
پس رفتم مثل همیشه...یه بهمن کوچیک قرمز،مثل همیشه...

از بویی که ازش متنفر بودم،حالا آرومم میکرد...
مردانه...یه بوی تند و خشک...

درست مثل انتخاب کردن تو ام تو جام وسواس دارم...
همه جا شلوغ...
لعنتی...
دخترایی که حرکاتشون مثل تو بود...
نگاهشون...
کنار زدن موهاشون...

پرخطرترین جارو انتخاب کرده بودم...

ذهنمو..
تورو...
همه چیو دود کردم...

دیگه نمیخواستم تحمل کنم...
شاید دیوانه شدم...
ازخودم بدم اومد...

باز ازتو نتونستم متنفر شم...
لعنت به تو...
حتی سه نقطه هاتم مثل من میزاری...

من منتظر موندم...
ولی دریغ از تو...

آخه چرا...؟!؟!

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

خب راستش جات هنوز رو سینم سنگینی میکنه...
اما تو چی...؟




یادمه ملکه ی برفو یخ بودی...

ولی حالا برای من شدی بانوی خوابو رویا...
فقط خیالته که تو سرم پرسه میزنه...
کاش بازم مثل اون موقه ها خوده خودت تو وجودم پرواز میکردی...

باشه...
بازم میگم بیخیال...
به همراه سه تا نقطه تا بینهایت...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

تو گل سرخی بودی مثل هزار تا گل سرخ دیگه...

اما تو منو اهلی کردی...
از اون موقع بود که دیگه توی دنیا بی همتا شدی...
خودخواه...
درست مثل شازده کوچولو...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

دستم روی شونت...
شاید یه طلسم بود...
مثل زیبای خفته...



شبیه تو اِ نه...؟
یا من تو رو زیبا میبینم...؟!
یه دفه بهم گفتی موهات یه رنگ خاصه...
و منم گفتم چشمهات...

چشمان که هیچ وقت تغییر نمیکنن...
پیر نمیشن...
از چشماست که میشه فهمید کسی زندست...
اونان که هیچ وقت دروغ نمیگن...


ولی نیستی...

سکوت...

آره...
واقا آخر دیوونگیه...

این شبا...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

شاید عشق فقط در آغوش کشیدن نیست...
شاید عشق ینی وقتی تو آغوشت نبود،
لازم نباشه تا زنبیل بزاری تا جاتو یه نفر دیگه نگیره...
هه...
شاید منم باید زنبیل میذاشتم...
چه کمدی تلخی...!
ولی برای من یه تراژدیه خیلی تلختره...

یه سیاه درخشان...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

حرف های فراوان؛خصوصا بخش نا گفته...
کلمات بیشمار؛خصوصا بخش نانوشته...
افکار فراوان؛خصوصا بخش ناشنیده...
و باز هم خاطرات؛خصوصا بخش فراموش شده...

هه...
ولی مسخرست...
تو
خصوصا بخش
خیانت کرده...

بیخیال فراموشش...
جاش فقط سه تا نقطه میذارم...


Kathy Gold-1998

هر روز جلوی چشممه...
بهتر بگم هر ثانیه جلو چشممه...
حست...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

ظرف من ترک خورد...
و شایدم سینه ام رو باز کردم،برای کسی که مثل برادرم میماند...

گرچه شاید سینه ام سرانجام باز میشود:
"الم نشرح لک صدرک"

و
حالِ من بیتو...
افتاده ترین خورشید،زیر سم اسب شب...
دلداده تر از فرهاد،شوریده تر از مجنون...
حسرت به دلی،در باد...
پیدا شو نفس مرده،میترسه ازت غصه...
بی وقفه ترین عاشق،ماندم که تو پیدا شی...
(لینک دانلود ترانه)

و کسی که مثل برادرم میماند به من گفت از من...

خانه ای خاک خورده با نسیم وجود تو...
در بستر کویر...
با عکسهایی از خاطرات تو...
دری باز...



و
من
در انتظار
حسرت بازگشت تو...

و تو...
خانه های دیگر...
و عکس های دیگر...
شاید با یک تی اس سردرگم...
و شاید هم دیگری ها...

او راست میگف...

که باید در خانه را از در انتظار بودن تو ببندم...



برای همیشه...
عکس خاطراتمان را در انباری بگذارم...
و خانه را از خاک وجود تو جارو کنم...
شاید تو فقط چند عکس از خاطراتم بودی...
به همراه چند خیانت...
خیانت های تو...
به خودت...
خیانت هایی که مرا هم حتی زجر میداد...
آری باید خانه تکانی کنم...

ولی شاید هنوز منتظر باشم...
حتی با یک در بسته...

درو
باز کن بیا...
ببین من چه شکلیم،بدون تو... (هه... اولین بار که این آهنگو پشت تلفن تو اتاقت گذاشته بودی...)

و اینهم شاید آخرین عکس یادگاری،ازین حال من بیتو...

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

و بسیار بود از
تو
بر روی کاغذ...
و شاید در ذهن...

و افسوس که مجال نوشتن در اینجا نبود...

پس به جای همه ی آنها تنها سه نقطه میگذارم...
سه نقطه ای پر از درد...
و سه نقطه ای پراز سه نقطه های دیگر...
...



برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13


بعد از اینهمه نبود تازه فهمیدم
شاید تو رو در این آینه دیده بودم...
"اجسام از آنچه تصور میکنید به شما نزدیکترند"
-----------------------------------------------------------------------------------------------------

صدات همون بود مثل قبل...
ساده...شیرین...
"الو الو...الو..."
لعنتی...

دیگه باورم نمیشه...
تو این چند وقت من فقط اینهمه فکر کردم...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

ماه ها...
هفته ها...

و شاید روزها و ثانیه ها...

گذشت...
بی تو گذشت...

مثل سالها
و شاید هم قرن ها...

کوبنده...

و اما در تمام ذرات

شعر بود...

به نرمی آواها...!

جاری...

گاه در حضور تو
گاه در غیاب تو...

مثل همیشه مصخره...
لعنتی من...


سیل درد...

روان بود

در میان حروف...


اما آتش خشم...
او هم بود...
در میان سه نقطه ها بیداد میکرد...

میان همه،یکچیز یکسان بود...


تو *...


می وزیدی...
جادو وار...
همه جا...

گاه ویران میکردی...
و من خوشبین بودم که میساختم...

گاه نوازش میدادی...
و من فریاد میکردم...
بیصدا...

و اما اینها همه در اقیانوس خیالم بود...

و

تو نبودی...
زمان تورا با خود برده بود...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

*تو عاشق نکردی...
ویران کردی...
من ساده دل بودم...

۱/۳/۹۱
۵:۳۵ صبح
بعد حمام،در تراوش یک بیخوابی...
از ه...ی...ه

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:13

یکشنبه :چمن ورزشی بنک ساعت 18 الی 20

سه شنبه :سالن ورزشی بنک ساعت 17:30 الی 18:48

جمعه :سالن ورزشی بنک ساعت 21:15 الی 22:30

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

بازیکنباشگاه قبلپست سازمانی
محسن حسن پوروحدت بنکهافبک
کاظم ربیعیازاددروازبان
رضارضاییسیرافمهاجم
امید ساربانمرصاد کنگانمدافع
محمدرضا نیکپورمهرورزانهافبک
علی حیدریمهرورزانهافبک
محمد جواد نیکپورازادمهاجم
علیرضا ابراهیمیمهرورزانهافبک
قاسم بحرینیامید کنگانهافبک


احمد فولادیازادمدافع


وحید پرده خرماستقلال بنکمهاجم

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

شاهین بنک 4 پیام زبار 3

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

اقای رضا نیکپور سرپرست باشگاه اعلام کردند تمرینات بزودی طبق روال گذشته در چمن وسالن اغاز خواهذ شد

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

حامد عبدی بازیکن جوان باشگاه شاهین بنک به سنت پیامبر اسلام پای سفره عقد نشست و به جرگه متاهلین پیوست.
باشگاه شاهین این پیوند فرخنده را به خانواده حامد و همسرش تبریک می گوید و برای این دو زوج جوان آرزوی سلامتی و موفقیت و خوشبختی می کند.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

محمد نیکپوربازیکن جوان باشگاه شاهین بنک به سنت پیامبر اسلام پای سفره عقد نشست و به جرگه متاهلین پیوست.
باشگاه شاهین این پیوند فرخنده را به خانواده محمد و همسرش تبریک می گوید و برای این دو زوج جوان آرزوی سلامتی و موفقیت و خوشبختی می کند.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

باشگاه شاهین بنک فرارسیدن نوروز باستانی ایرانیان به بازیکنان وهواداران تبریک می گوید و امیدوار است سالی به زیبایی نام اهورامزدا، به بزرگی نام کوروش، به گرمی آتش زرتشت و به زرینی برگهای تاریخ هخامنشیان، همراه با موفقیت تیم محبوبمان همراه داشته باشید.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

ما هم از طرف باشگاه شاهین و اهالي مردم ورزشدوست مخصوصاً فوتباليست هاي شهر ساحلي بنك اين پيروزي بزرگ را به دوستداران دكتر تبريك مي گوييم.

طرفداران دكتر احمدي خدا قوت

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

شاهین بنک *******میداف کنگان

جمعه 1390/12/05ساعت14:30

استادیوم ورزشی کنگان

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

سلاااااااااام...

فرناز مارکوپولو باز داره میره تهراااااااااااااااان....

مواظب خودتووووووووووون باشین...

عاشقتووووووووووووووووووونم...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

سلاااااااااااااااااااام

من الان این شکلیم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

میدووووووووووووووووووووووونین چرااااااااااااااااااااااااااااا؟

.

.

.

.

.

.

.نتیجججججججججججججه ی امتحان tef رو دادن.........

خیلی خوب شده.... عالی نشده هااااااااااا....اماااااااااااااااااا خیلی راضیم...


دوس دارم هرکی دوروبرمه فشااااااااار بدم....پس بیاین جلوووووو

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

بعضی افراد هستند که تکلیفشون با
خودشون هم روشن نیست، و همین باعث
میشه که بقیه هم در برخورد با اونها
تکلیف خودشون رو ندونن..مثلا یه روز
میبینیشون اینقدر سر حال و شاد هستن و
خوب باهات برخورد میکنن که باعث تعجبت
میشن و روز دیگه بدون هیچ دلیلی اینقدر
سرد و بی روح باهات رفتار میکنن که باز هم باعث تعجب میشن..حالا برای بار
بعدی که قرار هست این افراد رو ملاقات
کنی میمونی که امروز از کدوم دنده پا شده و در چه حالتی هست. .خب
ارتباط برقرار کردن با این افراد خیلی
سخته دیگه. ..و جالب اینه که حالتشون
تحت هیچ شرایطی قابل تغییر نیست و
توقع دارن که شما هم خودت رو با اونا
سازگار کنی.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

.واقعا ارتباط برقرار کردن با این
افراد هنری میخواد که فکر میکنم من بلد
نیستم. .!!

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

*

يكي از نيار هاي اساسي هر انساني
اينه كه يه كسي تو زندگيش باشه كه وقتي از همه چي نا اميده دستشو بگيره و بهش بگه:
-تو چشام نگا كن
ميگم نگاه كن!
هر چي كه هس با هم حلش ميكنيم
مرگ چاره نداره
تو فقط غصه نخور...

*فقط اونایی که اهل دل هستن میدونن که تخت دو نفره واسه یه نفر خوبه
و تخت یه نفره واسه دو نفر . .

*لطفا آقایان بخوانند:

میدانم قصد کمک داری.

اما لطفا پیش از آن که مشکلم را بگویم
با ارائه ی راه حل وسط حرفم نَپَر.
گاهی اوقات فقط به دو گوش همدل و دل سوز نیاز دارم.


*دو چیـــــز در ایــن دنیا
شیدایــــم می کند :

حس سینه پهـــن مــردانه ات
پشت کتف هایــــم

نجـــوای عاشقانه لبهایت
در کنار گـــوشـــم . . . !


*سرم را روی شانه ات بگذار تا همه بدانند "همه چیز" زیر سر من است !


*این مردایی که همیشه ته ریش دارن...
اینایی که هیچوقت موهاشون بلند نیست...
اینایی که صداشون مردونست...
اینایی که وقتی ازشون جدا میشی تا یه ساعت دستات بو عطرشونو میده...
همونایی که وقتی کنارت نشستن بهت اس ام اس میدن دوست دارم.
... اینایی که وقتی ازت دلخورن باهات حرف نمیزنن دوست داری محکم بغلشون کنی...
اینایی که شبا موقع شب به خیر گفتن میگن مال خودمی...
اینایی که بددهن نیستن وقتی فحش ازت میشنون میگن بی ادب...
اینایی که دستاشونو با دوتا دستت باید بگیری...
همونایی که وقتی عصبانی میشی و داد میزنی بغلت میکنن و میگن باهم حلش میکنیم...
اینا خیلی دوست داشتنین
قدرشون رو بدونیـــــد...


*یک وقت هایی هست
که دوست داری عشقت خواب باشه و خیلی حرف ها رو تو خواب بهش بگی !
بگی : که بدون اون می میری
بگی : که از بودنش خدارو ممنونی
بگی : که تمام دنیای تو ، توی اون خلاصه شده
یا حتی آروم ببوسیش و خیالت راحت باشه که آروم خوابیده

وتا صبح بهش نگاه کنی و از دوست داشتنش لذت ببری


*ﻟﺬﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺗﺎ ﻣﺮﺯِ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎیش
ﻭ ﮔﺎﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﺎ ﻣﺮﺯ ﮐﻨﺪﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﺍﻭ هست،
ﺩﺭ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻭ ﺑﻮسیدنِ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ، قطعا ﻧﯿﺴﺖ....!

در نهایت...من عاشق همسرم هستم...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

سلام دوست جونا...دارم میرم تهران...اول و دوم تیر امتحان دارم...نتیجش واسم خیلیییی مهمه....واسم دعا کنین لطفا....

***مرسی از همتووون واسه کامنتایی که برا پست قبلی دادییین(((النا جون*شیوا جون*نگارین مهربون*شادی عزیز*مهرناز...مخصوصا سپیده(درددلهای من)***

****دوستون دارم

****دعا یادتون نره

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

خوب چرا آمارگیرم منفجر شد؟؟؟؟TT TT icon

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

:(

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

من اگه مرد بودم؛
به خاطر نیازهای موقتم,
با قلب زنها, یعنی شیشه ی عمرشون بازی نمی کردم..
زبونم و دلم رو یکی میکردم تا به اصطلاح مخ زنی نکنم؛
دروغ نمی گفتم,
سعی می کردم روی خودم کنترل داشته باشم؛
نه اینکه هر نگاهی ... لبخندی ... اشتهام رو تحریک کنه....

اگه مرد بودم؛
یه جا گوشه ی ذهنم یادداشت میکردم زن فقط توجه میخواد؛
اگه بدونه دوسش داری, حاضره جونش رو هم برات بده؛
پس این کمترین کاریه که می تونی براش انجام بدی.....

اگه مرد بودم؛
وقتی عشقم ناز میکرد و بغض میکرد که دیگه دوستت ندارم؛
بوسش میکردم و میگفتم: ولی من خیلی دوستت دارم, چون میدونستم که وقتی زن اینجوری میگه فقط میخواد بهش توجه بشه...

اگه مرد بودم؛
به خاطر کسی که تمام دلش رو به نامم زده؛ یه کم فیتیله ی غرورم رو پایین میکشیدم و بهش میگفتم چقدر برام عزیزه...

اگه مرد بودم؛
سعی میکردم یه مرد واقعی باشم...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

قلب من در هر زمان خواهان توست

این دو چشم عاشقم مهمان توست

گرچه لبریز از غمی درمانده ای

این نگاهم در پی درمان توست

درمیان ظلمت شبهای غم

چلچراغ قلب من چشمان توست

درکنارم لحظه ای آسوده باش

همدم دستان من دستان توست

***روزت مبارک عشق من***

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است

و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...

در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....

او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:12

سالها رفت و هنوز

یک نفر نیست بپرسد از من

که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟

صبح تا نیمه ی شب منتظری

همه جا می نگری

گاه با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران، خبر گمشده ای می جویی

راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟

صدفی در دریاست؟

نوری از روزنه فرداهاست

یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:11


دوستان سلام. سال جدید رو به همتون تبریک میگم. ببخشید که یه خرده دیر اومدم اما با دست پر اومدم. براتون یه وی پی ان گذاشتم برین دانلود کنین

دانلود V+P+N

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1391 ساعت: 3:11

صفحه بندی